تبليغاتX
< > عاشق عاشق شدنم

عاشقی قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم







| چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 | 20:19 

                              

شايد آن روز كه سهراب نوشت :((تا شقايق هست زندگي بايد كرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست.

 

                      

 

چقدر سخته تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديده

و به جاش يک زخم هميشه گي ، روي قلبت هديه داده زل بزني

 به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت بشي حس کني که هنوز هم دوسش داري

 چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به ديواري تکيه بدي

که يک بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده

 چقدر سخته تو خيالت ساعت ها با هاش حرف بزني اما وقتي ديديش

هيچي جز سلام نتوني بگي

 چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه ها تو خيس کنه اما مجبور بشي بخندي

 تا نفهمه که هنوز هم دوسش داري

 چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشکني

 و

اونوقت آروم زير لب بگي گل من باغچه نو مبارک  

                                                                    

 

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | 19:56 

صد بار قسم خوردم که هرگز نام تو را به زبان نياورم ولي افسوس که قسم هم نام تو بود

 

اگر 3 ثانيه زنده باشم!!!!
  ۱ ثانيه به تو فکرميکنم 1ثانيه به تو نگاه ميکنم 1 ثانيه ميگم دوست دارم من زندگي ميکنم براي اين 3 ثانيه    

 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه دوستت دارم

 

وقتي عشقت تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بعد از اون چکار کني شرمنده ي دلت باش که بهت اطمينان کرد

در قلبت رو براي كسي باز نكن اوني كه دوست داره خودش كليد داره

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 | 13:41 

 

 

 دنيا را بد ساخته اند ... کسي رو که دوست داري ، تو رو دوست نداره ...

 

کسي که تورو دوست داره ، تو دوستش نداري ... اما

 

کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست داره ...

 

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است...

 

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| شنبه هفدهم فروردین 1387 | 16:48 

هنگام باران ...
اگر من را‌ كني راهي به مجنونخانه دل‌ها
نخواهم رفت مجنونخانه ، من مستم
شوم راهي به سوي ساقي و ميخانه دل‌ها
تو گر خواهي شوي راهي
به راه ديگري رو جان
كه من در انتظارت سال‌ها شب را سحر كردم
سحر آمد سپيده بر دميد و صبح روشن شد
نمازم را به ياد تو ز بركردم
ز بحر بيكران عشق مجنون هم گذر كردم
از آن دنيا به اين دنيا سفر كردم
به هر سو چون صدايي مي‌شنيدم
زان صدا گوش دلم را هم خبركردم
كوير دل چو ماند سال‌ها
در انتظار قطره‌اي باران
و من هنگام باران چون رسيد
از خيسي عشقت حذر كردم
بدين سان جان خود را سال‌ها
منزلگه داغ و شرر كردم
به آن اميد آمد بار ديگر وقت باران و
همه دلدادگان را من خبركردم ...

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |