تبليغاتX
< > عاشق عاشق شدنم

عاشقی قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم







| یکشنبه سی ام دی 1386 | 12:22 

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| یکشنبه سی ام دی 1386 | 12:17 

برای شام آخر مشکلی در کار ما افتاد ای عشق،مسوزانم که از داغ شقایق ها خبر دارم

چه حاصل از رها گشتن ، بریدم، بی خبر بودن

دم رفتن تو را جون سایه با خود همسفر دارم

تو دیوانه، تو زنجیری این شهر پر از غصه،نپرسیدی که من تنها و سرگردان میان کوچه

های شهر چه می کردم

ندانستی که از داغ شقایق ها چرا در شام آخر قصه می گفتم

لالا لالا،غم بی همزبونی گل عاشق همه شب زخمه بر کار دلم میزد


دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | 19:11 

حسین سلطان عشق است عباس ساقی عشق است زینب شاهد عشق است سجاد راوی عشق است  کاروان عشق می آید

                           *عاشقان تسلیت*

 

چرا نمی کشد مرا خدای چشمهای تو میان آب و آتشم برای چشمهای تو قسم به ساحت غزل دقیقه ای هزار بار دلم می کند هوای چشمهای تو ...........

 

 

                                      غزل غریبانه
من از غربت سالیان دور می آیم،باورم کنید.از پشت غریبستان عشق آمده ام تا در عصر قساوت و سنگدلی که عشق را در  مسلخ نام و نان،قربانی می کنند،با یک سبد از واژه های غریب در میان این سایه هایی که اطرافم را احاطه کرده اند،غربت مردم زمانه را فریاد بزنم و غریبانه ،بر احساس تلنگری بزنم...

آنگاه که دستان زندگی بخش تو دشت خشکیده ی وجودم را به سبزی نشاند،همچون چشمان زیبای تو در افق امیدها وآرزوها به انتظاررویش دوباره ی خورشید نشستم تا اگر فردایی باشد

باز هم خورشید نگاهت روشنی بخش تاریکی هایم باشد.اکنون که ماهی کوچک دلم در تنگ بلورین روزگارزندانی است در کنج تنهایی خویش به امید شکستن زندان مینایی روزگار منتظرفرداهای نیامده ام...


زیباترین گناه عمرم تو بودی ... و بس ..........
              
                *******
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
برای عشق قبول کن ولی غرورتو از دست نده
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن
برای عشق بمیر ولی کسی را نکش
برای عشق خودت باش ولی خوب باش

                          

                              نامه اي به يك غريبه
 

مهربان من سلام
صبح تو به خير
باز صبح امده ز دور دست ها باز هم شب گذشته
اسمان خواب من پر از ستاره بود
 
مثل روزهاي كودكي
خواب ديدمت كه مي رسي
و باغچه دوباره غرق ياس مي شود
يك سبد ستاره روي شانه ات
به خسته هاي اين شب سياه
به راه ماندگان  كوره راه هاي سوت و كور
ستاره هديه مي كني
 
خواب ديدمت كه مي رسي
و قاصدك به خنده رقص مي كند
و آسمان خانه پر زسينه سرخ مي شود
بادبادكي كه كودكي
در زلال آسمان رها نموده است
گوشواره هاي خويش را جار مي زند
 
خواب ديدمت كه آمدي
و باز آسماني از قناري و پرنده هاي ساحلي
به سمت شهر ما كوچ مي كنند
و من به آن كبوتران شعر هايي از فروغ
هديه مي كنم
 
من به آن پرندگان گفته ام:
فروغ گفته است:
"پرنده رفتني است"

 


مرگ آن نيست كه در قبرستان دفن شوي

مرگ آن است كه در خاطره ها محو شوي

 

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟

 چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

 

 

       غمگین

شبی بارانی وسرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

شقایق زیباست عشق با روح تمام هستی ام بود و

ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

عشق با حسرت عاشق زیباست

عشق با نبض دقایق زیباست

عشق با حسرت دیدار با تو بودن زیباست

 


                      مترسک

کاشکی مترسک نبودم مزرعه زندونم نبود

کاشکی یه اخم ساختگی اسیر چشمونم نبود

پرنده ها رو دوست دارم وقتی میان کنار من

اما می ترسم این پرند عاقبت بشن شکار من


 

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | 14:39 

ای کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود
 
 و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
 
 رفتی و ندیدی که چه محشر کردم از اشک تمام جاده را تر کردم
 
دیشب که سکوت کوچه دق مرگم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم
دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 | 14:37 

  دیگه...........
 دیگه از خستگی هام خسته شدم
دیگه از وابستگی هام خسته شدم
میزنم تیغ به بند بستگی
 مگر آزاد بشم ز خستگی
بسه تنهائی دیگه توی قفس
بسه این قفس بدون هم نفس
دیگه بسه تشنگی بدون آب
خوردن فریب و نیرنگ سراب
واسه هرکی دلم من تنگ میشه
تا می فهمه دلش از سنگ میشه
دوستی از رو زمین پاک شده
عشقها  و مردونگی خاک شده
هر کی فکر خودش توی قفس
حتی اگه شد بی هم نفس
 دیگه بسه دیگه بسه انتظار
ابر رحمت به سر منم ببار
شب تاره شب تاره شب تار
 آسمون خورشید رو بردار و بیار
باید حرف دلم رو گوش کنم
غصه دل رو فراموش کنم
دستم رو بلند کنم به آسمون
خودم رو رها کنم از این و اون
دلم رو جدا کنم از آدما
سینه ام رو پر کنم از عطر خدا
دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |

| سه شنبه هجدهم دی 1386 | 21:12 

عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند عاقبت عاشق شدی دیدی تو هم دیوانه ای ......

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

    و با این همه سکوت

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

    کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

    چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

    سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

    عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

    دوست دارم

کاش می دانستی....

دلشكسته اي به نام بنده ی خدا : محبوبه | لينک ثابت | موضوع: |